وینا

بازدید: 614

من متولدِ بیستو چهارمین روز از دهمین ماهِ اولین فصلِ سالَم!

از زمانی که یادم میاد به کارای هنری علاقه داشتم.
تو سنی که دستام تحمل وزن دوربین کنون آنالوگ رو نداشت ، با همون دوربین عکاسی کردم .
وارد مسابقات شدمو هر بار برنده مرحله کشوری بودم .
نوشتن هم با من عجین بوده و منم احتمالا مثل خیلیای دیگه، از انشاهایی که مورد تشویق معلم ها بود متوجه شدم که خوب میتونم فکرمو تو قالب کلمات بیارم.
یک مدت هم عضو آکادمی ترانه بودم، ولی کلا شعر گفتنو سالهاس بردم به فضای شخصی ذهن خودم و جایی منتشر نمیکنم .
هنر ، روح انسان رو شفاف تر میکنه!
ولی من همیشه یِ دغدغه دیگه هم داشتم.
اونم همین انسان و مفهوم زندگی بوده .
انسانشناسی خوندم و گرافیک.
اما اگه فرصتو امکانش بود ،حتما فیلم نامه نویسی یا فیلم سازی هم میخوندم .


هیچ استعدادی از ما یک برنده نمیسازه !
مگر اینکه مسیر زندگی، ما رو تو زمان درست و جای درست قرار بده .
اگه زندگیت داره تو رو به ی راه تاریک میبره ،
راهتو تغییر بده ...
حتی اگه ی مدت گم هم شده باشی،
ارزششو داره!

وینا یعنی برنده و من این اسمو واسه خودم انتخاب کردم تا روند زندگیمو تغییر بدم .
چیزی حدود ده سال گم شدم!
حالا اما به نظر میرسه تو نقطه درستی قرار گرفتم .
تو این ده سال ،
کارهای مختلفی رو امتحان کردم.
ی زمانی، فقط کتاب خوندمو فیلم های با ارزش دنیای سینما رو نگاه کردم.
تو دنیای فلسفه غرق شدمو
برای داشتن درآمد، عکاسی رو به کسایی که ذهنشون هنوز تو دوره های اشتباه آموزشی مسموم نبود یاد دادم.
هنر یاد دادنی نیست و تو میتونی فقط ذوق اون کارو تو کسی بیدار کنی و عکاسی هم هنره .
نحوه کار کردن با یه وسیله به اسم دوربین ،
آموزش عکاسی نیست !

بعد ازون افتخار آشنایی با آقای زاهد رو داشتم از طریق سایت نینی سایت
دستیار ایشون بودمو
میتونم بگم اون تغییر مسیری که ازش حرف زدم واسه من شروعش ازون زمان بود.
چون تو بدترین دوران که از دست دادنها ،مرگها،فقدان هاو شوکهای بد زندگیم اتفاق افتاده بود....
جدای از همکاری با ایشون ،
اون بخش از ماجرا که به من اجازه ورود به حوزه طراحی سایت داده شد، از ایده هام استقبال شدو با مفاهیم بنیادیه کار آشنا شدم ،
باعث شد به خودم باور پیدا کنم و یک سری توانایی هام رو هم شناسایی کردمو به مرورو روشون کار کردم.


زمانی که وارد فضای اینستاگرام شدم،محتوای آموزشی ای که از صفحه ت ی مجله ورق زدنی بسازه وجود نداشت و من اولین بودم.
اصول و مبنای خوش پوشی یا همون استایلینگ ِ حرفه ای رو ،به زبان ساده و قابل درک با چاشنیِ عکسو دیزاینی که حاصل آموزه هام به عنوان گرافیست بود (اما راستشو بخواین با کم دقتی چون مجالش نبود)
راهی فضای مجازی میکردمو با استقبال زیادی مواجه میشد.
بعد ازون یک دوره طراحی لباس رایگان ، بابت پاسخ ب سوالی تو همین زمینه برنده شدم!
و تا یک بخشی رو زیر نظر خانوم سیدی آموزش دیدم .ادامه ش رو هم کورس های آنلاین مختلف ، تحقیق و مطالعه منابع چاپ شده در ایران ... زمانی که تصمیم این شد که خودم یک لباس رو طراحی کنم،
جذب مفهوم ِ فشن سبز و مد پایدار شدم .
با شعار ِ نه به مصرف گرایی یک مدت کوتاهی فعالیت داشتم .
بعد تصمیم گرفتم به آدم هایی که وقت و انرژی بیشتری نسبت به من برای کار دارن کمک کنم کسبو کارشون رو شروع کنن.
مشاوره میدادم ،
ایده پردازی میکردم،
مثل یک بیزینس کوچ بهشون انگیزه میدادم ،
و تو زمینه طراحی و اجراش کمک میکردم .
هرونچه از گرافیک میدونستم رو برای طراحی فضای کار آنلاینش استفاده میکردم و از هنر عکاسی برای بهتر نشون دادن کالا یا خدماتی که ارائه میده ،
و درنهایت حتی کار تبلیغ و معرفی شغلشون رو هم ب واسطه پیج های اینستاگرامم انجام میدادم یا مشاور تبلیغاتی میدادم که چجوری کارشون رو با کمک چه کسایی و از چه طریقی معرفی کنن تا بیشتر دیده بشه .
و حالا هم
میخوام همین مسیر رو ادامه بدم چون میدونم که ایده هام میتونن باعث بشن آدم های زیادی،
مسیر زندگیشونو به سمت درستی ببرن.
تا تو زمان مناسب ،
تو اون نقطه درست قرار بگیرن
و برنده بازیه زندگیشون باشن :)

راهای ارتباطی با من :

https://zil.ink/Vinaism

https://instagram.com/vinaism

نظرات